85/06/10
بيماري ناجوري است اينكه در مواجهه با گندكاريهاي ديگران، نتواني كاملا احساس بيگناهي كني. به گمانم علاوه بر مادربزرگ مارسل، من هم به اين بيماري دچارم. مثلا نوريزاده كه حرف ميزند و گند ميپراكند يا اين دخترك تازه تاسيس (غزال اميد) يا فخرآور... چهطور ميشود احساس بيگناهي كرد؟ اصلا چه جوري ميشود احمدينژاد و بوش را ديد و بعد گفت: به فلانم؟
ظاهرش اين است «من كه بيتقصيرم» اما نميدانم اين حالِ بد مخصوص آدمهاي گناهكار ديگر چيست؟ مثل حالي كه آدم دم خواب را واميدارد بعد از يادآوري ناگهاني يكي از گندكاريهاي زندگياش، بياراده مشت به ديوار بكوبد. اگر شرم هم باشد، يكي ديگر بايد سرخ شود.
خلاصه من هم بعد از آنكه "خواننده" اي در بخش نظرات پست قبلي (+)، موضوع «واحدهای كوچك کارآفرین زودبازده» را يادآوري كرد سرخ شدم. اجازه بدهيد ماجرايش را تعريف كنم شايد شما هم سرخ شديد.
«واحد كوچك» در قانون كار تعريف مشخصي دارد. اين قانون واحدهاي كمتر از ده كارگر را «واحد كوچك» ميداند. اخيرا دولت احمدينژاد طرح «اعطاي تسهيلاتي به واحدهاي كوچك كارآفرين زودبازده» را علم كرده كه در ظاهر از جنس همان كارهاي احمدينژادي است: جوانان مسكن ندارند؟ وام مسكن ميدهيم. مشكل ازدواج دارند؟ وام ازدواج ميدهيم. پول ندارند؟ وام فلاكت ميدهيم. شغل ندارند؟ وام اشتغال ميدهيم و الخ.
تا اينجاي كار را ميشود با خنده گذراند. اما يك نفر اين وسط دارد زيرزيركي ميكند آنچه نبايد بكند. شايد دارد از سادگي اين پسر سواستفاده ميكند. حالا من بگويم چه ميكند، قضاوت با شما.
گفتم كه اصطلاح واحد كوچك به كارگاههاي كمتر از ده كارگر اطلاق ميشود. اما در اين طرح تعريفي دوباره از واحد كوچك شده به اين ترتيب كه كارگاههاي كمتر از پنجاه كارگر را واحد كوچك قلمداد كردهاند. خوب... شما بگوييد خواستهاند دايره شمول اين تسهيلات را گسترش بدهند. اما ماجرا به همين سادگي كه نيست. ما در قانون كار ماده ۱۹۱ را داريم كه پيشبيني كرده «در شرايطي بر اساس مصلحت (؟!)، شورايعالي كار ميتواند كارگاهاي كوچك كمتر از ده كارگر را موقتا از شمول بعضي از مقررات اين قانون مستثني كند.» از طرفي دولت احمدينژاد در پيشنويس اصلاحيه قانون كار روي اين ماده دست گذاشته و تبصرهاي به آن اضافه كرده است: «تغيير در تعريف كارگاههاي كوچك مشمول حكم ماده فوق از لحاظ تعداد كارگران و ... با پيشنهاد شوراي عالي كار و تصويب وزير كار و امور اجتماعي انجام خواهد شد.»
متوجه شديد قرار است چه اتفاقي بيافتد؟! حضرات ميخواهند با تغيير در تعريف كارگاههاي كوچك، كارگاههاي تا سقف پنجاه كارگر را هم تحت تعريف كارگاههاي كوچك قرار دهند و سپس با اجراي ماده ۱۹۱ آنها را از چتر حمايتي قانون كار محروم كنند! همينطوري... كشكي.
حالا اين چتر حمايتي توي سرشان بخورد! اينها واقعا نميتوانند پيشبيني كنند كه با تغيير تعريف كارگاههاي كوچك، حتي واحدهايي كه بيش از هفتاد ـ هشتاد كارگر دارند هم براي خزيدن زير لحاف «كارگاه كوچك» تا سقف پنجاه كارگر تعديل نيرو انجام ميدهند؟! اينكه كارگران به جا مانده بايد كار بيشتري را انجام دهند هم باز بخورد توي سر عالیجنابان، اينها فكر نميكنند چه تعداد كارگر در اين ميان اخراج ميشوند... اين حشرات واقعا نميدانند بيكاري يك كارگر بيكاري يك نفر نيست، كه بيكاري خانوادهاي چهار ـ پنج نفري است؟!!!
ظاهرش اين است «من كه بيتقصيرم» اما نميدانم اين حالِ بد مخصوص آدمهاي گناهكار ديگر چيست؟ مثل حالي كه آدم دم خواب را واميدارد بعد از يادآوري ناگهاني يكي از گندكاريهاي زندگياش، بياراده مشت به ديوار بكوبد. اگر شرم هم باشد، يكي ديگر بايد سرخ شود.
خلاصه من هم بعد از آنكه "خواننده" اي در بخش نظرات پست قبلي (+)، موضوع «واحدهای كوچك کارآفرین زودبازده» را يادآوري كرد سرخ شدم. اجازه بدهيد ماجرايش را تعريف كنم شايد شما هم سرخ شديد.
«واحد كوچك» در قانون كار تعريف مشخصي دارد. اين قانون واحدهاي كمتر از ده كارگر را «واحد كوچك» ميداند. اخيرا دولت احمدينژاد طرح «اعطاي تسهيلاتي به واحدهاي كوچك كارآفرين زودبازده» را علم كرده كه در ظاهر از جنس همان كارهاي احمدينژادي است: جوانان مسكن ندارند؟ وام مسكن ميدهيم. مشكل ازدواج دارند؟ وام ازدواج ميدهيم. پول ندارند؟ وام فلاكت ميدهيم. شغل ندارند؟ وام اشتغال ميدهيم و الخ.
تا اينجاي كار را ميشود با خنده گذراند. اما يك نفر اين وسط دارد زيرزيركي ميكند آنچه نبايد بكند. شايد دارد از سادگي اين پسر سواستفاده ميكند. حالا من بگويم چه ميكند، قضاوت با شما.
گفتم كه اصطلاح واحد كوچك به كارگاههاي كمتر از ده كارگر اطلاق ميشود. اما در اين طرح تعريفي دوباره از واحد كوچك شده به اين ترتيب كه كارگاههاي كمتر از پنجاه كارگر را واحد كوچك قلمداد كردهاند. خوب... شما بگوييد خواستهاند دايره شمول اين تسهيلات را گسترش بدهند. اما ماجرا به همين سادگي كه نيست. ما در قانون كار ماده ۱۹۱ را داريم كه پيشبيني كرده «در شرايطي بر اساس مصلحت (؟!)، شورايعالي كار ميتواند كارگاهاي كوچك كمتر از ده كارگر را موقتا از شمول بعضي از مقررات اين قانون مستثني كند.» از طرفي دولت احمدينژاد در پيشنويس اصلاحيه قانون كار روي اين ماده دست گذاشته و تبصرهاي به آن اضافه كرده است: «تغيير در تعريف كارگاههاي كوچك مشمول حكم ماده فوق از لحاظ تعداد كارگران و ... با پيشنهاد شوراي عالي كار و تصويب وزير كار و امور اجتماعي انجام خواهد شد.»
متوجه شديد قرار است چه اتفاقي بيافتد؟! حضرات ميخواهند با تغيير در تعريف كارگاههاي كوچك، كارگاههاي تا سقف پنجاه كارگر را هم تحت تعريف كارگاههاي كوچك قرار دهند و سپس با اجراي ماده ۱۹۱ آنها را از چتر حمايتي قانون كار محروم كنند! همينطوري... كشكي.
حالا اين چتر حمايتي توي سرشان بخورد! اينها واقعا نميتوانند پيشبيني كنند كه با تغيير تعريف كارگاههاي كوچك، حتي واحدهايي كه بيش از هفتاد ـ هشتاد كارگر دارند هم براي خزيدن زير لحاف «كارگاه كوچك» تا سقف پنجاه كارگر تعديل نيرو انجام ميدهند؟! اينكه كارگران به جا مانده بايد كار بيشتري را انجام دهند هم باز بخورد توي سر عالیجنابان، اينها فكر نميكنند چه تعداد كارگر در اين ميان اخراج ميشوند... اين حشرات واقعا نميدانند بيكاري يك كارگر بيكاري يك نفر نيست، كه بيكاري خانوادهاي چهار ـ پنج نفري است؟!!!
