87/03/25
يكي (از رفقا): برو روي تابلو فيناليستها رو بنويس. فقط بپا توي حذفي به هم نخورن.
يكي (كه نميشناسمش و با آن صداي جيغ جيغي ترجيح ميدهم هرگز نشناسمش): اينگيليسو هم بنويس. اينجا همه ايتاليايين. (خطاب به جمع) فاشيستا.
من (با لحن کسی که سعی میکند یک "آدم وارد" جلوه نکند): آخه اينگيليس كه مقدماتي حذف شد پدرجان.
يكي (با صورت وحشتزده و ناباور انگار الساعه خبر مرگ سگ نازش را - كه يحتمل دارد - آوردهاند): ها...؟ بكام؟
من: بكام كه اصلا با اين مربي جديده به تيم ملي دعوت نميشد.
يكي (حيرتش به لبخند رندانهاي تبديل شده): جدي؟ برم حساب اين ناكساي چاخانو برسم.
من (شرمنده از گند زدن به يك نمايش مفرح هر روزه): (هيچي)
ــ ــ ــ
يورو ۲۰۰۸ را با خيال راحت يكي در ميان دنبال ميكنم چون طرفدار هيچ تيمي نيستم و نتايج برايم كوچكترين اهميتي ندارند. اما اصولا بدم نميآيد بعضي تيمها ببازند.
فرانسه: اين تيم كه هفت نفر از يازده بازيكن اصلياش سياه پوست هستند تيم فرانسه نيست. تيم مستعمرههاي فرانسه است و فوتبالش تابلوي تاريخ كثيف کشورش. جالب است كه هنوز هم مدرسههاي فوتبال مارسي و ليون و پاريسنژرمن در كشورهاي آفريقايي شعبه دارند و استعدادها را از همان بچگي به كشورشان صادر ميكنند. در اين شرايط اگر كسي اعتراضي بكند صدايشان بلند ميشود كه نژرادپرستي.
تركيه: يك لغت انگليسي مهجور و ترجمه ناپذيري وجود دارد كه پروست خيلي استفاده ميكند و دقيقا به كار توصيف تركيه (نه تنها در فوتبال كه در تمامي شئون) ميآيد: «اسنوب». يك بخش كوچكي از خاكشان در آن طرف مرزهاي اروپا قرار گرفته و حالا رسما خودشان را به دم اروپاييها ميبندند و دل خنک کن اينكه مدام از اين بابت تحقير ميشوند كه البته حقشان است. فوتبال هم فرصت مناسبي است تا اگر اتحاديه اروپا آدم حسابشان نميكند، لااقل اينجا اروپايي بودنشان را تبليغ كنند. كلا حالم را بد ميكنند.
آلمان: دقيقا مطمئن نيستم كه فوتبال بازي كنند. شباهت دوري دارد اما فوتبال نيست. حالا فوتبال توي سرشان بخورد، طرفدار هم دارند. خودم يكي را به چشم ديدهام.
يكي (كه نميشناسمش و با آن صداي جيغ جيغي ترجيح ميدهم هرگز نشناسمش): اينگيليسو هم بنويس. اينجا همه ايتاليايين. (خطاب به جمع) فاشيستا.
من (با لحن کسی که سعی میکند یک "آدم وارد" جلوه نکند): آخه اينگيليس كه مقدماتي حذف شد پدرجان.
يكي (با صورت وحشتزده و ناباور انگار الساعه خبر مرگ سگ نازش را - كه يحتمل دارد - آوردهاند): ها...؟ بكام؟
من: بكام كه اصلا با اين مربي جديده به تيم ملي دعوت نميشد.
يكي (حيرتش به لبخند رندانهاي تبديل شده): جدي؟ برم حساب اين ناكساي چاخانو برسم.
من (شرمنده از گند زدن به يك نمايش مفرح هر روزه): (هيچي)
ــ ــ ــ
يورو ۲۰۰۸ را با خيال راحت يكي در ميان دنبال ميكنم چون طرفدار هيچ تيمي نيستم و نتايج برايم كوچكترين اهميتي ندارند. اما اصولا بدم نميآيد بعضي تيمها ببازند.
فرانسه: اين تيم كه هفت نفر از يازده بازيكن اصلياش سياه پوست هستند تيم فرانسه نيست. تيم مستعمرههاي فرانسه است و فوتبالش تابلوي تاريخ كثيف کشورش. جالب است كه هنوز هم مدرسههاي فوتبال مارسي و ليون و پاريسنژرمن در كشورهاي آفريقايي شعبه دارند و استعدادها را از همان بچگي به كشورشان صادر ميكنند. در اين شرايط اگر كسي اعتراضي بكند صدايشان بلند ميشود كه نژرادپرستي.
تركيه: يك لغت انگليسي مهجور و ترجمه ناپذيري وجود دارد كه پروست خيلي استفاده ميكند و دقيقا به كار توصيف تركيه (نه تنها در فوتبال كه در تمامي شئون) ميآيد: «اسنوب». يك بخش كوچكي از خاكشان در آن طرف مرزهاي اروپا قرار گرفته و حالا رسما خودشان را به دم اروپاييها ميبندند و دل خنک کن اينكه مدام از اين بابت تحقير ميشوند كه البته حقشان است. فوتبال هم فرصت مناسبي است تا اگر اتحاديه اروپا آدم حسابشان نميكند، لااقل اينجا اروپايي بودنشان را تبليغ كنند. كلا حالم را بد ميكنند.
آلمان: دقيقا مطمئن نيستم كه فوتبال بازي كنند. شباهت دوري دارد اما فوتبال نيست. حالا فوتبال توي سرشان بخورد، طرفدار هم دارند. خودم يكي را به چشم ديدهام.
* آرزو به دل مانده بودم یک "تیتر اینگیلیش" بزنم (شوخی کردم. به کسی بر نخورد. تیتر انگلیسی زدن و فارسی نوشتن خیلی هم خوب است و ابدا نشانه کلاس زبان رونده بودن شما نیست.)
