تبليغاتX
همه میدانند - چند نكته درباره‌ي اعتراض معلمان

دوران رقابت خاتمي و ناطق‌نوري، وقتي محمدرضا باهنر «جوامع اسلامي» اش را علم کرد، كارش به دست و پا زدن رقت‌انگيزي مي‌مانست. پائين بيل بورد‌ها و پارچه‌نوشته‌ها و بروشورها نام انواع و اقسام «جامعه اسلامي» ظاهر مي‌شد تا نشان بدهد چه طيف‌هاي مختلفي حامي ناطق هستند: جامعه اسلامي كارگران، جامعه اسلامي فرهنگیان، جامعه اسلامي كارفرمايان، جامعه اسلامي مهندسان، جامعه اسلامي پرستاران، جامعه اسلامي بازاريان و... فكر مي‌كرديم فرداي انتخابات همه‌ي اين جوامع فله‌اي ـ اسلامي گورشان را گم مي‌كنند. اما بدبختانه اين شوخي احمقانه، جدي شد.
اصلا باورمان نمي‌شد! مثلا رئيس جامعه اسلامي كارگران زماني التماس مي‌كرد كه لااقل يك خبر چند سطري از آن‌ها توي روزنامه‌اي چاپ شود تا فراموش نشوند... و حالا اين تشكل سه ـ چهار نفره با ظاهر قانوني كه به لطف احمدي‌نژاد (كه من او را بيشتر از همه وامدار باهنر مي‌دانم) پيدا كرده، شوراهاي اسلامي كار را در اختيار دارد و براي جامعه ميليوني كارگران تصميم مي‌گيرد. با اخباري كه اين روزها مي‌خوانم، تصور مي‌كنم دور نيست زماني كه «جامعه اسلامي فرهنگيان» هم سخنگويي و تصميم‌گيري به جاي معلمان را رسما عهده‌دار شود، اگر تا حالا نشده باشد.

- - -

معلمان كافي است تجربيات كارگري اين سالها را در نظر بياورند تا بفهمند صرف تجمع و پرتاب شعار چه ابزار ناكارآمدي در مقابل اين سيستم است. با سوهان ناخن كه نمي‌شود به جنگ يك حيوان وحشي رفت! آنها با اين تجمع‌ها كار را براي خودشان سخت‌تر مي‌كنند. هر چه بر تعداد اين تجمعات اضافه شود آنها آسيب‌پذير تر مي‌شوند. نيروهاي‌شان را به مرور از دست مي‌دهند و مهم‌تر از همه حاكميت در مقابل اعتراضات آنها «سِر» مي‌شود: اين تجربه حاصل اعتراضات كارگري از زمان اجراي برنامه‌ي سوم تا به امروز است... زماني يك تجمع سي ـ چهل نفره‌ي كارگري مقابل ساختمان وزارت صنايع چنان هياهويي به پا مي‌كرد كه حاكميت به تكاپو مي‌افتاد تا مشكلشان را حل كند (جالب است كه در آن زمان امكان درست و درماني هم براي اطلاع رساني نبود) اما اين روزها با وجود اطلاع رساني توسط منابع معتبر خبري، اصلا كسي خبردار نمي‌شود كه تجمعات مختلفي در مقابل مجلس، وزارت كار، وزارت صنايع و... برپا مي‌شود. در تجمعات كارگري كه اين روزها شاهدش هستيم يك افسر و چند سرباز حضور دارند و بعد از چند ساعت كارگران خود به خود متفرق مي‌شوند، و تمام! اميدوارم نبينيم روزي را كه تجمع معلمان هم اينچنين بي‌خاصيت شده. معتقدم معلمان با درس‌گرفتن از تجربه كارگران مي‌توانند به چنين روزي نيافتاند. آنها ابزار اعتراضي نيرومندي دارند كه كارگران از آن بي‌بهره‌اند: اعتصاب موثر! اعتصاب معلمان (بر خلاف اعتصاب كارگران صنعتي) نتيجه‌اي فوري و قاطع دارد اما اين ابزار به همان ميزان كه تيز و برنده‌ است، شكننده نيز هست. اعتصاب سنديكاي كارگران شركت‌واحد را درنظر بياوريم. اكثر رانندگاني كه اعتصاب كرده بودند اخراج شدند و آب از آب تكان نخورد... اتوبوس‌هايي كه امروز توي خيابان‌هاي تهران رفت و آمد مي‌كنند شاهدند.
معلمان به جاي تجمع، اگر منسجم عمل كنند و با اطمينان از همراهي دست كم نيمي از همكارانشان و با علم به تمام هزينه‌ها، تا زمان دستيابي به مطالباتشان اعتصابي نامحدود برپا كنند، مسلما به خواسته‌هايشان دست پيدا مي‌كنند اما كافي است بي‌برنامه و ديمي اقدام كنند تا يك اعتصاب شركت واحدي ديگر را شاهد باشيم.